تقدیم به سومین جشنواره بین المللی زعفران
شهپر آسمانی
رنج گران کشیده ام تا به کف آورم تو را سوز خزان خریده ام تا به کف آورم تو را
سختی خاک دیده ام.سنگ زپات چیده ام طعنه خار خورده ام تا به کف آورم تو را
سینه سپر به کارها . پینه دست و خارها جمله به جان خریده ام تا به کف آورم تو را
دامن ارغوانیت . شه پر آسمانیت ای گل من ستوده ام تا به کف آورم تو را
صبح سپید آمدم . با چه امید آمدم شال حریر بسته ام تا به کف آورم تو را
سینه تو دریده ام.گوی درآن چه دیده ام ریشه جان کشیده ام تا به کف آورم تو را
پرتو ناب آفتاب . نور سپید ماهتاب پای همه نشسته ام تا به کف آورم تو را
نام نهادمت چه سان.طلای سرخ زعفران این همه ره دویده ام تا به کف آورم تورا
زارع زعفران منم . پیر دیا ر قاینم قامت خود خمیده ام تا به کف آورم تو را
شعر (امین) حکایتی . از غم ما روایتی
گفت چه ها کشیده ام تا به کف آورم تو را
سروده محسن امین زاده
آبانماه1386